دیوید کاپرفیلد

دیوید کاپرفیلد

'How much?' asked Mi...
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
David Copperfield'How much?' asked Miss Betsey. 'A hundred and five pounds a year,' said my mother. 'He might have done worse,' said my aunt.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'چقدر است؟' خواسته دوشیزه Betsey.

'صد و پنج پوند پول خرد سال ، گفت : مادرم.

'او ممکن است که انجام داده بدتر ،' گفت : عمه ام.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
'David had bought an...
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
THE WORKS OF CHARLES DICKENS - DAVID COPPERFIELD VOL. I'David had bought an annuity for himself with his money, I know,' said she, by and by. 'What did he do for you?'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'دیوید مقرری سالیانه برای خود با پول خود خریده بود ، من می دانم ،'
گفت که او ، توسط و. 'چه او برای شما انجام دهد؟'

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
'You'll make yoursel...
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Our Mutual Friend and David Copperfield'You'll make yourself ill,' said Miss Betsey, 'and you know that will not be good either for you or for my god-daughter. Come! You mustn't do it!'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'شما را به خودتان بد ،' گفت : دوشیزه Betsey ، 'و شما می دانید که
خواهد شد خوب نباشد یا برای شما و یا در راه خدا من دختر. آمد! شما
باید آن را ندارند! '

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
'Well, well!' said M...
ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
The Personal History of David Copperfield'Well, well!' said Miss Betsey. -'I kept my housekeeping-book regularly, and balanced it with Mr. Copperfield every night,' cried my mother in another burst of distress, and breaking down again.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'خوب ، خوب!' گفت : دوشیزه Betsey.

-- 'من حفظ من کتاب خانه داری به طور منظم ، و با آقای متعادل
کاپرفیلد هر شب ، 'مادر من در یکی دیگر از پشت سر هم گریه
پریشانی ، تجزیه و دوباره.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
('Much he knew about...
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Charles Dickens's ('Much he knew about it himself!') said Miss Betsey in a parenthesis. - 'And I hope I should have improved, being very anxious to learn, and he very patient to teach me, if the great misfortune of his death' - my mother broke down again here, and could get no farther.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
( 'اعظم او در مورد آن خود می دانستند!') دوشیزه Betsey در گفت :
پرانتز.

-- و امیدوارم که من باید برای بهبود وضعیت ، بسیار مشتاق یادگیری ،
و او بسیار بیمار به من آموخت ، اگر بد شانسی بزرگ او
مرگ '-- مادرم خراب شد دوباره اینجا ، و می تواند بدون گرفتن ندارد.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
'Not much, I fear,' ...
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
The Personal History and Experience of David Copperfield the Younger'Not much, I fear,' returned my mother. 'Not so much as I could wish. But Mr. Copperfield was teaching me -'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'نه چندان ، من از ترس ،' بازگشت و مادرم. 'نه زیاد که من می تواند
آرزو. اما آقای کاپرفیلد شد من تدریس -- '

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
'I beg your pardon, ...
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
Works: The Personal History Of David Copperfield: Vol. II.'I beg your pardon, ma'am,' faltered my mother. 'About keeping house, for instance,' said Miss Betsey.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'عفو ، ma'am شما را داشته باشم خواهش ،' شک و تردید عمل مادرم.

در مورد نگه داشتن خانه ، به عنوان مثال ، 'گفت : دوشیزه Betsey.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
'Well! Don't cry!' said Miss Betsey. 'You were not equally
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦ 
'Well!  Don't cry!' said Miss Betsey.  'You were not equally'Well! Don't cry!' said Miss Betsey. 'You were not equally

matched, child - if any two people can be equally matched - and so

I asked the question. You were an orphan, weren't you?'

'Yes.'



گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
از معروف ترین و خوش نام تجاری سفر در جهان تاسیس می آید مجموعه ای هیجان انگیز و ابتکاری جدید است. با برش دقیق 3D - outs از مناظر کلیدی ، کاملا نمایهشده - بیرون کشیدن نقشه و کامل عکس های رنگی در سراسر این مجموعه راهنماهای استاندارد جدید در قرن 21st ، چاپ و نشر سفر را دانلود کنید. این تمام رنگی ، راهنمایی ها با جزئیات جلو مجزا کردن ، نمایه نقشه ارائه بینش منحصر به فرد که در هر قسمت. جاهای دیدنی در بالا اختصاص داده شده ، جذاب ، برجسته شده است گسترش دو صفحه کمک به شما برای تنظیم اولویت های خود را برای سفر. تمرکز بر "Baedeker" راهنمایی کند سرشار از اطلاعات آن ، بنابراین شما را در پیشبرد برنامه برای بدست آوردن بهترین نتیجه را از تعطیلات خود را. تورهای پیشنهادی برجسته مناظر کلید و ارائه مشاوره در هر تور چه مدت طول می کشد. کیف پول های پلاستیکی محافظ نگه می دارد ، راهنمای نقشه و با یکدیگر و تضمین دوام می افزاید : راهنمای شما در تمام آب و هوا زندگی می کنند. "Baedeker" -- هدایت مسافران در سراسر جهان از سال 1827.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
'Perhaps boy,' my mo...
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
David Copperfield: English - Arabic'Perhaps boy,' my mother took the liberty of putting in. 'I tell you I have a presentiment that it must be a girl,' returned Miss Betsey. 'Don't contradict. From the moment of this girl's birth, child, I intend to be her friend. I intend to be her godmother, and I beg you'll call her Betsey Trotwood Copperfield. There must be no mistakes in life with THIS Betsey Trotwood. There must be no trifling with HER affections, poor dear. She must be well brought up, and well guarded from reposing any foolish confidences where they are not deserved. I must make that MY care.'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'شاید پسر ،' مادر من در زمان آزادی از قرار دادن شوید.

'من به شما بگویم من احساس وقوع امری است که باید آن را یک دختر ،' بازگشت
دوشیزه Betsey. 'آیا تناقض نیست. از لحظه ای از این دختر
تولد ، فرزند ، من قصد به دوستی با او. قصد من به او
نام گذار بچه ، و من شما خواهش او Betsey Trotwood کاپرفیلد تماس بگیرید.
باید وجود ندارد اشتباهات در زندگی با این Betsey Trotwood. وجود دارد.
باید هیچ با پوچ affections او ، فقیر عزیز. او باید
و درهمانحال ، و به خوبی از reposing هر احمق نگهبانی
confidences جایی که آنها هستند سزاوار نیست. من باید من را که
مراقبت. '


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
'You were speaking a...
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Lectures : David Copperfield ; A Christmas Carol : Bilingual edition in French and English (French Edition)'You were speaking about its being a girl,' said Miss Betsey. 'I have no doubt it will be a girl. I have a presentiment that it must be a girl. Now child, from the moment of the birth of this girl -'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'شما درباره اینکه دختر آن صحبت شد ، گفت دوشیزه Betsey. 'من
هیچ تردیدی نداشته باشید که یک دختر خواهد شد. من احساس وقوع امری است که آن را
باید یک دختر. در حال حاضر فرزند ، از لحظه تولد این
دختر -- '


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
Having issued this m...
ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
David Copperfield: v. 2Having issued this mandate with as much potentiality as if she had been a recognized authority in the house ever since it had been a house, and having looked out to confront the amazed Peggotty coming along the passage with a candle at the sound of a strange voice, Miss Betsey shut the door again, and sat down as before: with her feet on the fender, the skirt of her dress tucked up, and her hands folded on one knee.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
پس از صدور این سند به عنوان عاملیت بالقوه را با اندازه اگر او بود
به رسمیت شناخته شده است یک مقام در خانه از زمانی که از آن شده است
خانه ، و داشتن نگاه خارج به مقابله با Peggotty متعجب آینده
همراه با پاساژ شمع در صدای یک صدای عجیب ،
دوشیزه Betsey بسته درب دوباره ، و پایین تا قبل از شنبه : با او
پاها در سپر ، دامن لباس او را تا tucked ، و دست او را
چند لا روی یک زانو.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
'Mr. Copperfield,' r...
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
The Works of Charles Dickens (A Tale of Two Cities, David Copperfield, Great Expectations and Oliver Twist'Mr. Copperfield,' returned my mother, 'is dead, and if you dare to speak unkindly of him to me -'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'آقای کاپرفیلد ، 'بازگشت مادرم ،' مرده است ، و اگر شما به جرات
unkindly صحبت از او به من -- '


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
'David Copperfield a...
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
'David Copperfield all over!' cried Miss Betsey. 'David Copperfield from head to foot! Calls a house a rookery when there's not a rook near it, and takes the birds on trust, because he sees the nests!'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'دیوید کاپرفیلد در تمام!' گریه خانم Betsey. 'دیوید
کاپرفیلد از سر تا پا! تماس خانه وقتی جای شلوغ
یک کلاغ سیاه در نزدیکی آن وجود نداشته باشد ، طول می کشد و پرندگان در اعتماد ، چرا که
او می بیند لانه! '


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
'Where are the birds...
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
'Where are the birds?' asked Miss Betsey. 'The -?' My mother had been thinking of something else.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'کجا هستند پرندگان؟' خواسته دوشیزه Betsey.

'--؟' مادر من شده فکر کردن به حال از چیز دیگری.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
The evening wind mad...
ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
The evening wind made such a disturbance just now, among some tall old elm-trees at the bottom of the garden, that neither my mother nor Miss Betsey could forbear glancing that way. As the elms bent to one another, like giants who were whispering secrets, and after a few seconds of such repose, fell into a violent flurry, tossing their wild arms about, as if their late confidences were really too wicked for their peace of mind, some weatherbeaten ragged old rooks'-nests, burdening their higher branches, swung like wrecks upon a stormy sea.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
شب باد ، ساخته شده از جمله اختلال فقط در حال حاضر ، در میان بعضی از قد بلند
قدیمی علم و درختان ، در انتهای باغ ، که نه مادر من
نه دوشیزه Betsey می تواند زود گذر است که اجتناب کردن از راه. همانطور که خم elms
به یک دیگر ، مانند غول اسرار غیبت کننده بودند ، و بعد از
چند ثانیه بعد از دراز کشیدن در چنین سقوط را به تپش خشن ، tossing
آنها در مورد سلاح های وحشی را ، تا اگر در اواخر confidences بودند واقعا بیش از حد
ستمکار را برای صلح خود را از ذهن ، برخی از weatherbeaten کهنه قدیمی
rooks' - لانه ، خود را بالاتر burdening شعب ، swung مانند wrecks
بر دریا طوفانی.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
'Why Rookery?' said ...
ساعت ٥:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦ 
'Why Rookery?' said Miss Betsey. 'Cookery would have been more to the purpose, if you had had any practical ideas of life, either of you.'
کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
My mother answered s...
ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦ 
My mother answered she had had that pleasure. And she had a disagreeable consciousness of not appearing to imply that it had been an overpowering pleasure.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
مادرم که او پاسخ داده بود لذت بود. و او بود
آگاهی از ظاهر ناپسند نیست که این مفهوم را میرسانند که آن را به حال
لذت overpowering شده است.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
She gave my mother s...
ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
She gave my mother such a turn, that I have always been convinced I am indebted to Miss Betsey for having been born on a Friday.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
او داد مادر من چنان نوبه خود ، که من همیشه متقاعد شده است
من به دوشیزه Betsey بدهکار هستم برای داشتن یک جمعه متولد شده است.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
This was the state o...
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
This was the state of matters, on the afternoon of, what I may be excused for calling, that eventful and important Friday. I can make no claim therefore to have known, at that time, how matters stood; or to have any remembrance, founded on the evidence of my own senses, of what follows.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
این دولت از مسائل بود ، در بعد از ظهر ، آنچه که من ممکن است
معافیت برای تلفن کردن ، مهم و پر حادثه که جمعه. من می توانم
بنابراین ادعا را ندارد که شناخته می شود ، در آن زمان ، چگونه مسائل
ایستاد ، یا به هر خاطر ، تأسیس در مدارک مربوط به من
حواس ، خود را از آنچه قرار زیر هستند.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
My father had once b...
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
My father had once been a favourite of hers, I believe; but she was mortally affronted by his marriage, on the ground that my mother was 'a wax doll'. She had never seen my mother, but she knew her to be not yet twenty. My father and Miss Betsey never met again. He was double my mother's age when he married, and of but a delicate constitution. He died a year afterwards, and, as I have said, six months before I came into the world.
کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
I need say nothing h...
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٤ 
I need say nothing here, on the first head, because nothing can show better than my history whether that prediction was verified or falsified by the result. On the second branch of the question, I will only remark, that unless I ran through that part of my inheritance while I was still a baby, I have not come into it yet. But I do not at all complain of having been kept out of this property; and if anybody else should be in the present enjoyment of it, he is heartily welcome to keep it.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من باید چیزی در اینجا ، در اولین رئیس ، چرا که هیچ چیز می تواند
تاریخچه نشان دادن بهتر از من چه که پیش بینی و یا تایید شد
های رسمی را ناسالم منجر شود. در شعبه دوم سوال ، من
فقط ، سخن گفتن است که مگر من را از طریق آن بخشی از من فرار
وراثت در حالی که من هنوز یک نوزاد ، من به آن هنوز نرسیده است.
اما من در تمامی این شکایت شده است را به داشتن خارج شدن از این نگه داشته
اموال ؛ و اگر کسی دیگری را باید در لذت بردن از حال حاضر باشد
آن را ، او است آن را نگه دارید صمیمانه استقبال می کند.


 
The word was appropr...
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۳ 
David Copperfield Signed 8' X 10The word was appropriate to the moment. My mother was so much worse that Peggotty, coming in with the teaboard and candles, and seeing at a glance how ill she was, - as Miss Betsey might have done sooner if there had been light enough, - conveyed her upstairs to her own room with all speed; and immediately dispatched Ham Peggotty, her nephew, who had been for some days past secreted in the house, unknown to my mother, as a special messenger in case of emergency, to fetch the nurse and doctor.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
کلمه به لحظه مناسب بود. مادرم بسیار بود
بدتر که Peggotty ، در آینده با teaboard و شمع و
در یک نگاه دیدن چه بد او بود ، -- به عنوان دوشیزه Betsey ممکن است
اگر زودتر انجام شده بود ، در آنجا نور به اندازه کافی ، -- قسمت بالا منتقل اش
به اتاق خود با تمام سرعت ، و بلافاصله هم فرستاده
Peggotty ، برادرزاده او ، که برای برخی از روز گذشته شده بود را در ترشح
خانه نامعلوم ، به مادرم ، به عنوان فرستاده ویژه در مورد
اورژانس ، به بهانه پرستار و دکتر.


 
'Mr. Copperfield,' s...
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۱ 
'Mr. Copperfield,' said my mother, answering with some difficulty, 'was so considerate and good as to secure the reversion of a part of it to me.'
 
This argument had so...
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٠ 
This argument had some share in quieting my mother, though her increasing indisposition had a larger one. There was an interval of silence, only broken by Miss Betsey's occasionally ejaculating 'Ha!' as she sat with her feet upon the fender.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
این بحث برخی از سهم در quieting مادرم بود ، اگر چه او
افزایش سقم یک بزرگتر بود. بود فاصله وجود دارد.
سکوت ، تنها توسط دوشیزه Betsey 'sگهگاه ejaculating شکسته
'ولز' تا او را با پاهای خود را بر سپر نشسته.


 
'Well, well!' said M...
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٠ 
David Copperfield: A drama, in two acts. Adapted from Dickens' popular work of the same name. By John Brougham'Well, well!' said Miss Betsey. 'Don't cry any more.' - 'And I am sure we never had a word of difference respecting it, except when Mr. Copperfield objected to my threes and fives being too much like each other, or to my putting curly tails to my sevens and nines,' resumed my mother in another burst, and breaking down again.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'خوب ، خوب!' گفت : دوشیزه Betsey. 'آیا هیچ فریاد بیشتر ندارد.'

-- و من مطمئن هستم که ما یک کلمه از احترام به تفاوت آن را به حال هرگز ،
به جز زمانی که آقای کاپرفیلد اعتراض به threes من و fives بودن
بیش از حد شبیه به یکدیگر ، یا به من دادن دم فرفری به sevens من
و nines ، 'مادر من در پشت سر هم یکی دیگر از سر گرفته شد ، و تجزیه
دوباره.


 
'Mrs. David Copperfi...
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸ 
'Mrs. David Copperfield, I think,' said Miss Betsey; the emphasis
referring, perhaps, to my mother's mourning weeds, and her
condition.


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
My mother had left h...
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸ 
My mother had left her chair in her agitation, and gone behind it
in the corner. Miss Betsey, looking round the room, slowly and
inquiringly, began on the other side, and carried her eyes on, like
a Saracen's Head in a Dutch clock, until they reached my mother.
Then she made a frown and a gesture to my mother, like one who was
accustomed to be obeyed, to come and open the door. My mother
went.


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
When she reached the...
ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸ 
When she reached the house, she gave another proof of her identity.
My father had often hinted that she seldom conducted herself like
any ordinary Christian; and now, instead of ringing the bell, she
came and looked in at that identical window, pressing the end of
her nose against the glass to that extent, that my poor dear mother
used to say it became perfectly flat and white in a moment.


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
MY mother had a sure...
ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸ 
MY mother had a sure foreboding at the second glance, that it was
Miss Betsey. The setting sun was glowing on the strange lady, over
the garden-fence, and she came walking up to the door with a fell
rigidity of figure and composure of countenance that could have
belonged to nobody else.


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
My mother was sittin...
ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸ 
My mother was sitting by the fire, but poorly in health, and very
low in spirits, looking at it through her tears, and desponding
heavily about herself and the fatherless little stranger, who was
already welcomed by some grosses of prophetic pins, in a drawer
upstairs, to a world not at all excited on the subject of his
arrival; my mother, I say, was sitting by the fire, that bright,
windy March afternoon, very timid and sad, and very doubtful of
ever coming alive out of the trial that was before her, when,
lifting her eyes as she dried them, to the window opposite, she saw
a strange lady coming up the garden.


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
In consideration of ...
ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸ 
In consideration of the day and hour of my birth, it was declared
by the nurse, and by some sage women in the neighbourhood who had
taken a lively interest in me several months before there was any
possibility of our becoming personally acquainted, first, that I
was destined to be unlucky in life; and secondly, that I was
privileged to see ghosts and spirits; both these gifts inevitably
attaching, as they believed, to all unlucky infants of either
gender, born towards the small hours on a Friday night.


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
Whether I shall turn...
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸ 
CHAPTER 1
I AM BORN



Whether I shall turn out to be the hero of my own life, or whether
that station will be held by anybody else, these pages must show.
To begin my life with the beginning of my life, I record that I was
born (as I have been informed and believe) on a Friday, at twelve
o'clock at night. It was remarked that the clock began to strike,
and I began to cry, simultaneously.


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی