دیوید کاپرفیلد

دیوید کاپرفیلد

I was born with a ca...
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٥ 
I was born with a caul, which was advertised for sale, in the newspapers, at the low price of fifteen guineas. Whether sea-going people were short of money about that time, or were short of faith and preferred cork jackets, I don't know; all I know is, that there was but one solitary bidding, and that was from an attorney connected with the bill-broking business, who offered two pounds in cash, and the balance in sherry, but declined to be guaranteed from drowning on any higher bargain. Consequently the advertisement was withdrawn at a dead loss - for as to sherry, my poor dear mother's own sherry was in the market then - and ten years afterwards, the caul was put up in a raffle down in our part of the country, to fifty members at half-a-crown a head, the winner to spend five shillings. I was present myself, and I remember to have felt quite uncomfortable and confused, at a part of myself being disposed of in that way. The caul was won, I recollect, by an old lady with a hand-basket, who, very reluctantly, produced from it the stipulated five shillings, all in halfpence, and twopence halfpenny short - as it took an immense time and a great waste of arithmetic, to endeavour without any effect to prove to her. It is a fact which will be long remembered as remarkable down there, that she was never drowned, but died triumphantly in bed, at ninety-two. I have understood that it was, to the last, her proudest boast, that she never had been on the water in her life, except upon a bridge; and that over her tea (to which she was extremely partial) she, to the last, expressed her indignation at the impiety of mariners and others, who had the presumption to go 'meandering' about the world. It was in vain to represent to her that some conveniences, tea perhaps included, resulted from this objectionable practice. She always returned, with greater emphasis and with an instinctive knowledge of the strength of her objection, 'Let us have no meandering.'
گوگول چنین ترجمه کرده است:
من با یک شبکه تار عنکبوت ، که برای فروش آگهی شده بود ، در متولد شد
روزنامه ها ، در قیمت پایین از guineas پانزده. آیا دریا رفتن
از پول مردم کوتاه بود که در مورد زمان ، و یا کوتاهی از ایمان بود
چوب پنبه و رشد ترجیح ، من نمی دانم ؛ تمام است که من می دانم که وجود دارد
بود ، اما یکی از مناقصه انفرادی ، و شد که از یک وکیل
متصل با این لایحه - broking کسب و کار ، ارائه شده است که از دو پوند در سال
پول نقد ، و تعادل در شری ، اما به کاهش می شود از تضمین شده است
غرق در هر معامله بالاتر. در نتیجه این تبلیغات بود
در خارج از دست دادن یک مرده -- برای که به شری ، فقیر عزیزم مادر
شری خود را در بازار و سپس -- و ده سال پس از آن ، به
شبکه تار عنکبوت تا در یک بخت ازمایی کردن در بخش ما را از کشور ، قرار گرفت
اعضای پنجاه و در نیم تاج ، یک سر ، برنده را به صرف پنج
shillings. من خودم حال حاضر ، و من به یاد داشته باشید که کاملا احساس
ناراحت و مغشوش ، در بخشی از خودم را که از جنس
را در آن راه. این شبکه تار عنکبوت ، من بحر تفکر غوطهور شدن ، توسط یک بانوی ساله با یک برنده شد
دست به سبد خرید ، که بسیار reluctantly ، تولید از آن را مشروط
پنج shillings ، همه در halfpence ، کوتاه مدت و مبلغ دو پنس halfpenny -- به عنوان
از آن انجام گرفت که زمان وسیع و ضایعات بزرگ حساب ، به
جد و جهد و بدون هر گونه اثر را به او ثابت کند. این یک واقعیت است که
خواهد شد زمانی که قابل توجه کردن وجود دارد به یاد میآورد ، که او بود
غرق هرگز ، اما فاتحانه در بستر مرگ ، در نود و دو. به من بدهید؟
درک کرد که در آن بود ، به گذشته ، proudest خود را به رخ کشیدن ، که او
در آب و در زندگی او را به حال هرگز شده است مگر بر پل و
که بیش از چای ، او را (که او بسیار جزئی بود) او ، به
گذشته ، ابراز خشم خود را در بی ایمانی و از مارینرز
دیگران ، که فرض شده بود که برای رفتن 'meandering در مورد جهان است.
آن را در بیهوده بود برای نشان دادن به او که برخی از conveniences ، چای
شاید شامل ، منجر به از این عمل ایراد. او
همیشه ، باز و با تاکید بیشتری با یک غریزی
دانش و قدرت ، اعتراض خود را ، 'اجازه به ما را ندارد
meandering. '