دیوید کاپرفیلد

دیوید کاپرفیلد

'How much?' asked Mi...
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
David Copperfield'How much?' asked Miss Betsey. 'A hundred and five pounds a year,' said my mother. 'He might have done worse,' said my aunt.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'چقدر است؟' خواسته دوشیزه Betsey.

'صد و پنج پوند پول خرد سال ، گفت : مادرم.

'او ممکن است که انجام داده بدتر ،' گفت : عمه ام.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
'David had bought an...
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
THE WORKS OF CHARLES DICKENS - DAVID COPPERFIELD VOL. I'David had bought an annuity for himself with his money, I know,' said she, by and by. 'What did he do for you?'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'دیوید مقرری سالیانه برای خود با پول خود خریده بود ، من می دانم ،'
گفت که او ، توسط و. 'چه او برای شما انجام دهد؟'

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
'You'll make yoursel...
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Our Mutual Friend and David Copperfield'You'll make yourself ill,' said Miss Betsey, 'and you know that will not be good either for you or for my god-daughter. Come! You mustn't do it!'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'شما را به خودتان بد ،' گفت : دوشیزه Betsey ، 'و شما می دانید که
خواهد شد خوب نباشد یا برای شما و یا در راه خدا من دختر. آمد! شما
باید آن را ندارند! '

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
'Well, well!' said M...
ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
The Personal History of David Copperfield'Well, well!' said Miss Betsey. -'I kept my housekeeping-book regularly, and balanced it with Mr. Copperfield every night,' cried my mother in another burst of distress, and breaking down again.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'خوب ، خوب!' گفت : دوشیزه Betsey.

-- 'من حفظ من کتاب خانه داری به طور منظم ، و با آقای متعادل
کاپرفیلد هر شب ، 'مادر من در یکی دیگر از پشت سر هم گریه
پریشانی ، تجزیه و دوباره.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
('Much he knew about...
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Charles Dickens's ('Much he knew about it himself!') said Miss Betsey in a parenthesis. - 'And I hope I should have improved, being very anxious to learn, and he very patient to teach me, if the great misfortune of his death' - my mother broke down again here, and could get no farther.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
( 'اعظم او در مورد آن خود می دانستند!') دوشیزه Betsey در گفت :
پرانتز.

-- و امیدوارم که من باید برای بهبود وضعیت ، بسیار مشتاق یادگیری ،
و او بسیار بیمار به من آموخت ، اگر بد شانسی بزرگ او
مرگ '-- مادرم خراب شد دوباره اینجا ، و می تواند بدون گرفتن ندارد.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
'Not much, I fear,' ...
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
The Personal History and Experience of David Copperfield the Younger'Not much, I fear,' returned my mother. 'Not so much as I could wish. But Mr. Copperfield was teaching me -'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'نه چندان ، من از ترس ،' بازگشت و مادرم. 'نه زیاد که من می تواند
آرزو. اما آقای کاپرفیلد شد من تدریس -- '

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
'I beg your pardon, ...
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
Works: The Personal History Of David Copperfield: Vol. II.'I beg your pardon, ma'am,' faltered my mother. 'About keeping house, for instance,' said Miss Betsey.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'عفو ، ma'am شما را داشته باشم خواهش ،' شک و تردید عمل مادرم.

در مورد نگه داشتن خانه ، به عنوان مثال ، 'گفت : دوشیزه Betsey.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
'Well! Don't cry!' said Miss Betsey. 'You were not equally
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦ 
'Well!  Don't cry!' said Miss Betsey.  'You were not equally'Well! Don't cry!' said Miss Betsey. 'You were not equally

matched, child - if any two people can be equally matched - and so

I asked the question. You were an orphan, weren't you?'

'Yes.'



گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
از معروف ترین و خوش نام تجاری سفر در جهان تاسیس می آید مجموعه ای هیجان انگیز و ابتکاری جدید است. با برش دقیق 3D - outs از مناظر کلیدی ، کاملا نمایهشده - بیرون کشیدن نقشه و کامل عکس های رنگی در سراسر این مجموعه راهنماهای استاندارد جدید در قرن 21st ، چاپ و نشر سفر را دانلود کنید. این تمام رنگی ، راهنمایی ها با جزئیات جلو مجزا کردن ، نمایه نقشه ارائه بینش منحصر به فرد که در هر قسمت. جاهای دیدنی در بالا اختصاص داده شده ، جذاب ، برجسته شده است گسترش دو صفحه کمک به شما برای تنظیم اولویت های خود را برای سفر. تمرکز بر "Baedeker" راهنمایی کند سرشار از اطلاعات آن ، بنابراین شما را در پیشبرد برنامه برای بدست آوردن بهترین نتیجه را از تعطیلات خود را. تورهای پیشنهادی برجسته مناظر کلید و ارائه مشاوره در هر تور چه مدت طول می کشد. کیف پول های پلاستیکی محافظ نگه می دارد ، راهنمای نقشه و با یکدیگر و تضمین دوام می افزاید : راهنمای شما در تمام آب و هوا زندگی می کنند. "Baedeker" -- هدایت مسافران در سراسر جهان از سال 1827.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
'For being quite alo...
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٥ 
David Copperfield (Toby Classics)'For being quite alone and dependent on myself in this rough world again, yes, I fear he did indeed,' sobbed my mother.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'بودن ، کاملا به تنهایی و وابسته به من در این دنیای نا هموار
باز هم ، بله ، من از ترس او در واقع ، 'sobbed مادرم.

کلمات کلیدی:
 
'We were very happy,...
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٥ 
'We were very happy,' said my mother. 'Mr. Copperfield was only too good to me.' 'What, he spoilt you, I suppose?' returned Miss Betsey.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'ما بسیار خوشحال شد ، گفت : مادرم. 'آقای کاپرفیلد تنها
خیلی خوب برای من. '

'چه ، او شما را لوس ، من فرض کنید؟' بازگشت دوشیزه Betsey.

کلمات کلیدی:
 
'And was David good ...
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٥ 
David Copperfield (Cosmopolitan Series)'And was David good to you, child?' asked Miss Betsey, when she had been silent for a little while, and these motions of her head had gradually ceased. 'Were you comfortable together?'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'شد و دیوید خوب برای شما ، فرزند؟' خواسته دوشیزه Betsey ، زمانی که وی به حال
برای خاموش شده است در حالی که اندکی دارد ، و این حرکت سر او را به حال
به تدریج متوقف شد. شده بودند شما با هم راحت؟ '

کلمات کلیدی:
 
There was a twitch o...
ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٥ 
David Copperfield. Step 2. 5./6. Klasse. Buch und CDThere was a twitch of Miss Betsey's head, after each of these sentences, as if her own old wrongs were working within her, and she repressed any plainer reference to them by strong constraint. So my mother suspected, at least, as she observed her by the low glimmer of the fire: too much scared by Miss Betsey, too uneasy in herself, and too subdued and bewildered altogether, to observe anything very clearly, or to know what to say.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
بود بهم سر دوشیزه Betsey است ، پس از هر یک از این وجود دارد.
جملات را ، تا اگر خود wrongs قدیمی کار در درون خود بودند ، و
او هیچ مرجع plainer به آنها را با قید قوی سرکوب.
بنابراین مادرم مشکوک ، حداقل ، تا او خود را با پایین مشاهده
با روشنایی ضعیف تابیدن از آتش : بیش از حد توسط دوشیزه Betsey ترس ، بیش از حد مضطرب در
خودش ، و بیش از حد subdued و سر در گم از همه جهت ، برای رصد
هر چیزی واضح ، و یا به دانستن چه چیزی برای گفتن دارد.

کلمات کلیدی:
 
'Perhaps boy,' my mo...
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
David Copperfield: English - Arabic'Perhaps boy,' my mother took the liberty of putting in. 'I tell you I have a presentiment that it must be a girl,' returned Miss Betsey. 'Don't contradict. From the moment of this girl's birth, child, I intend to be her friend. I intend to be her godmother, and I beg you'll call her Betsey Trotwood Copperfield. There must be no mistakes in life with THIS Betsey Trotwood. There must be no trifling with HER affections, poor dear. She must be well brought up, and well guarded from reposing any foolish confidences where they are not deserved. I must make that MY care.'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'شاید پسر ،' مادر من در زمان آزادی از قرار دادن شوید.

'من به شما بگویم من احساس وقوع امری است که باید آن را یک دختر ،' بازگشت
دوشیزه Betsey. 'آیا تناقض نیست. از لحظه ای از این دختر
تولد ، فرزند ، من قصد به دوستی با او. قصد من به او
نام گذار بچه ، و من شما خواهش او Betsey Trotwood کاپرفیلد تماس بگیرید.
باید وجود ندارد اشتباهات در زندگی با این Betsey Trotwood. وجود دارد.
باید هیچ با پوچ affections او ، فقیر عزیز. او باید
و درهمانحال ، و به خوبی از reposing هر احمق نگهبانی
confidences جایی که آنها هستند سزاوار نیست. من باید من را که
مراقبت. '


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
'You were speaking a...
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Lectures : David Copperfield ; A Christmas Carol : Bilingual edition in French and English (French Edition)'You were speaking about its being a girl,' said Miss Betsey. 'I have no doubt it will be a girl. I have a presentiment that it must be a girl. Now child, from the moment of the birth of this girl -'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'شما درباره اینکه دختر آن صحبت شد ، گفت دوشیزه Betsey. 'من
هیچ تردیدی نداشته باشید که یک دختر خواهد شد. من احساس وقوع امری است که آن را
باید یک دختر. در حال حاضر فرزند ، از لحظه تولد این
دختر -- '


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
Having issued this m...
ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
David Copperfield: v. 2Having issued this mandate with as much potentiality as if she had been a recognized authority in the house ever since it had been a house, and having looked out to confront the amazed Peggotty coming along the passage with a candle at the sound of a strange voice, Miss Betsey shut the door again, and sat down as before: with her feet on the fender, the skirt of her dress tucked up, and her hands folded on one knee.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
پس از صدور این سند به عنوان عاملیت بالقوه را با اندازه اگر او بود
به رسمیت شناخته شده است یک مقام در خانه از زمانی که از آن شده است
خانه ، و داشتن نگاه خارج به مقابله با Peggotty متعجب آینده
همراه با پاساژ شمع در صدای یک صدای عجیب ،
دوشیزه Betsey بسته درب دوباره ، و پایین تا قبل از شنبه : با او
پاها در سپر ، دامن لباس او را تا tucked ، و دست او را
چند لا روی یک زانو.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
'Here! Peggotty!' c...
ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
David Copperfield'Here! Peggotty!' cried Miss Betsey, opening the parlour door. 'Tea. Your mistress is a little unwell. Don't dawdle.'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'در اینجا! Peggotty! ' گریه خانم Betsey ، باز کردن درب اطاق نشیمن.
'چای. خانم شما کمی ناخوش است. آیا اهمال کار نمی شود. '


 
'Peggotty,' said my ...
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
GradeSaver (TM) ClassicNotes: David Copperfield: Study Guide'Peggotty,' said my mother. 'Peggotty!' repeated Miss Betsey, with some indignation. 'Do you mean to say, child, that any human being has gone into a Christian church, and got herself named Peggotty?' 'It's her surname,' said my mother, faintly. 'Mr. Copperfield called her by it, because her Christian name was the same as mine.'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'Peggotty ،' گفت : مادرم.

'Peggotty!' تکرار دوشیزه Betsey ، با بعضی از خشم. 'شما
متوسط برای گفتن ، فرزند ، آن است که هر انسان تبدیل به مسیحی رفته
کلیسا ، و خودش را به نام Peggotty کردم؟ '
'آن نام خانوادگی او ،' گفت : مادر من ، faintly. 'آقای کاپرفیلد
خود را با آن نامیده می شود ، به دلیل مسیحی نام خود را همان من بود. '


 
'Bless the Baby!' ex...
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
The Personal History of David Copperfield'Bless the Baby!' exclaimed Miss Betsey, unconsciously quoting the second sentiment of the pincushion in the drawer upstairs, but applying it to my mother instead of me, 'I don't mean that. I mean your servant-girl.'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'نگهدار کودک!' exclaimed دوشیزه Betsey ، ناخودآگاه به نقل از
تمایلات دوم بالشتک در طبقه بالا برات کش است ، اما
اعمال آن را به مادرم به جای من ، 'من معنا نیست که. منظور من
بنده دختر شما. '


 
'Of course it will,'...
ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
David Copperfield'Of course it will,' said Miss Betsey. 'It's nothing but fancy. What do you call your girl?' 'I don't know that it will be a girl, yet, ma'am,' said my mother innocently.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'البته که خواهد شد ، گفت دوشیزه Betsey. 'آن چیزی جز علاقه داشتن.
چه با شما تماس دختر شماست؟ '

'من نمی دانم که یک دختر خواهد شد ، با این حال ، ma'am ،' گفت : مادر من
innocently.


 
'No, no, no,' said M...
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
The personal history of David Copperfield'No, no, no,' said Miss Betsey. 'Have some tea.' 'Oh dear me, dear me, do you think it will do me any good?' cried my mother in a helpless manner.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'هیچ ، هیچ ، هیچ ،' گفت : دوشیزه Betsey. 'دارد مقداری چای.'

وای عزیز من ، عزیز من ، آیا شما فکر می کنم این به من هیچ خوب انجام دهید؟ ' گریه
مادر من در صورت عجز.


 
'I am all in a tremb...
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
DAVID COPPERFIELD'I am all in a tremble,' faltered my mother. 'I don't know what's the matter. I shall die, I am sure!'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'من در تمام رعشه ،' شک و تردید عمل مادرم. 'من نمی دانم چه خبر است
ماده. خواهم مرد ، من مطمئن هستم! '


 
'Well?' said Miss Be...
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
David Copperfield'Well?' said Miss Betsey, coming back to her chair, as if she had only been taking a casual look at the prospect; 'and when do you expect -'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
خوبی؟ ' گفت : دوشیزه Betsey ، بازگشت به آینده صندلی خود را ، تا اگر او بود
فقط مصرف شده است گاه به گاه نگاهی در چشم انداز ؛ 'و هنگامی که شما در
انتظار -- '


 
When she came to her...
ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
The personal history of David CopperfieldWhen she came to herself, or when Miss Betsey had restored her, whichever it was, she found the latter standing at the window. The twilight was by this time shading down into darkness; and dimly as they saw each other, they could not have done that without the aid of the fire.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
وقتی که او به خودش آمد ، و یا وقتی دوشیزه Betsey خود را ترمیم کرده بود ،
هر کدام که بود ، او در بر داشت ایستاده دومی در پنجره.
گرگ و میش بود که این زمان سایه تاریکی به پایین و به عنوان dimly
آنها همدیگر ، آنها نمی توانست انجام داده است که بدون کمک
از آتش است.


 
'Mr. Copperfield,' r...
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
The Works of Charles Dickens (A Tale of Two Cities, David Copperfield, Great Expectations and Oliver Twist'Mr. Copperfield,' returned my mother, 'is dead, and if you dare to speak unkindly of him to me -'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'آقای کاپرفیلد ، 'بازگشت مادرم ،' مرده است ، و اگر شما به جرات
unkindly صحبت از او به من -- '


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
'David Copperfield a...
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
'David Copperfield all over!' cried Miss Betsey. 'David Copperfield from head to foot! Calls a house a rookery when there's not a rook near it, and takes the birds on trust, because he sees the nests!'
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'دیوید کاپرفیلد در تمام!' گریه خانم Betsey. 'دیوید
کاپرفیلد از سر تا پا! تماس خانه وقتی جای شلوغ
یک کلاغ سیاه در نزدیکی آن وجود نداشته باشد ، طول می کشد و پرندگان در اعتماد ، چرا که
او می بیند لانه! '


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
'Where are the birds...
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
'Where are the birds?' asked Miss Betsey. 'The -?' My mother had been thinking of something else.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'کجا هستند پرندگان؟' خواسته دوشیزه Betsey.

'--؟' مادر من شده فکر کردن به حال از چیز دیگری.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
The evening wind mad...
ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
The evening wind made such a disturbance just now, among some tall old elm-trees at the bottom of the garden, that neither my mother nor Miss Betsey could forbear glancing that way. As the elms bent to one another, like giants who were whispering secrets, and after a few seconds of such repose, fell into a violent flurry, tossing their wild arms about, as if their late confidences were really too wicked for their peace of mind, some weatherbeaten ragged old rooks'-nests, burdening their higher branches, swung like wrecks upon a stormy sea.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
شب باد ، ساخته شده از جمله اختلال فقط در حال حاضر ، در میان بعضی از قد بلند
قدیمی علم و درختان ، در انتهای باغ ، که نه مادر من
نه دوشیزه Betsey می تواند زود گذر است که اجتناب کردن از راه. همانطور که خم elms
به یک دیگر ، مانند غول اسرار غیبت کننده بودند ، و بعد از
چند ثانیه بعد از دراز کشیدن در چنین سقوط را به تپش خشن ، tossing
آنها در مورد سلاح های وحشی را ، تا اگر در اواخر confidences بودند واقعا بیش از حد
ستمکار را برای صلح خود را از ذهن ، برخی از weatherbeaten کهنه قدیمی
rooks' - لانه ، خود را بالاتر burdening شعب ، swung مانند wrecks
بر دریا طوفانی.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
'Why Rookery?' said ...
ساعت ٥:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦ 
'Why Rookery?' said Miss Betsey. 'Cookery would have been more to the purpose, if you had had any practical ideas of life, either of you.'
کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
My mother answered s...
ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦ 
My mother answered she had had that pleasure. And she had a disagreeable consciousness of not appearing to imply that it had been an overpowering pleasure.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
مادرم که او پاسخ داده بود لذت بود. و او بود
آگاهی از ظاهر ناپسند نیست که این مفهوم را میرسانند که آن را به حال
لذت overpowering شده است.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
She gave my mother s...
ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
She gave my mother such a turn, that I have always been convinced I am indebted to Miss Betsey for having been born on a Friday.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
او داد مادر من چنان نوبه خود ، که من همیشه متقاعد شده است
من به دوشیزه Betsey بدهکار هستم برای داشتن یک جمعه متولد شده است.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
This was the state o...
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
This was the state of matters, on the afternoon of, what I may be excused for calling, that eventful and important Friday. I can make no claim therefore to have known, at that time, how matters stood; or to have any remembrance, founded on the evidence of my own senses, of what follows.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
این دولت از مسائل بود ، در بعد از ظهر ، آنچه که من ممکن است
معافیت برای تلفن کردن ، مهم و پر حادثه که جمعه. من می توانم
بنابراین ادعا را ندارد که شناخته می شود ، در آن زمان ، چگونه مسائل
ایستاد ، یا به هر خاطر ، تأسیس در مدارک مربوط به من
حواس ، خود را از آنچه قرار زیر هستند.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
My father had once b...
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
My father had once been a favourite of hers, I believe; but she was mortally affronted by his marriage, on the ground that my mother was 'a wax doll'. She had never seen my mother, but she knew her to be not yet twenty. My father and Miss Betsey never met again. He was double my mother's age when he married, and of but a delicate constitution. He died a year afterwards, and, as I have said, six months before I came into the world.
کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
I need say nothing h...
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٤ 
I need say nothing here, on the first head, because nothing can show better than my history whether that prediction was verified or falsified by the result. On the second branch of the question, I will only remark, that unless I ran through that part of my inheritance while I was still a baby, I have not come into it yet. But I do not at all complain of having been kept out of this property; and if anybody else should be in the present enjoyment of it, he is heartily welcome to keep it.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من باید چیزی در اینجا ، در اولین رئیس ، چرا که هیچ چیز می تواند
تاریخچه نشان دادن بهتر از من چه که پیش بینی و یا تایید شد
های رسمی را ناسالم منجر شود. در شعبه دوم سوال ، من
فقط ، سخن گفتن است که مگر من را از طریق آن بخشی از من فرار
وراثت در حالی که من هنوز یک نوزاد ، من به آن هنوز نرسیده است.
اما من در تمامی این شکایت شده است را به داشتن خارج شدن از این نگه داشته
اموال ؛ و اگر کسی دیگری را باید در لذت بردن از حال حاضر باشد
آن را ، او است آن را نگه دارید صمیمانه استقبال می کند.


 
The word was appropr...
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۳ 
David Copperfield Signed 8' X 10The word was appropriate to the moment. My mother was so much worse that Peggotty, coming in with the teaboard and candles, and seeing at a glance how ill she was, - as Miss Betsey might have done sooner if there had been light enough, - conveyed her upstairs to her own room with all speed; and immediately dispatched Ham Peggotty, her nephew, who had been for some days past secreted in the house, unknown to my mother, as a special messenger in case of emergency, to fetch the nurse and doctor.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
کلمه به لحظه مناسب بود. مادرم بسیار بود
بدتر که Peggotty ، در آینده با teaboard و شمع و
در یک نگاه دیدن چه بد او بود ، -- به عنوان دوشیزه Betsey ممکن است
اگر زودتر انجام شده بود ، در آنجا نور به اندازه کافی ، -- قسمت بالا منتقل اش
به اتاق خود با تمام سرعت ، و بلافاصله هم فرستاده
Peggotty ، برادرزاده او ، که برای برخی از روز گذشته شده بود را در ترشح
خانه نامعلوم ، به مادرم ، به عنوان فرستاده ویژه در مورد
اورژانس ، به بهانه پرستار و دکتر.


 
'Mr. Copperfield,' s...
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۱ 
'Mr. Copperfield,' said my mother, answering with some difficulty, 'was so considerate and good as to secure the reversion of a part of it to me.'
 
This argument had so...
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٠ 
This argument had some share in quieting my mother, though her increasing indisposition had a larger one. There was an interval of silence, only broken by Miss Betsey's occasionally ejaculating 'Ha!' as she sat with her feet upon the fender.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
این بحث برخی از سهم در quieting مادرم بود ، اگر چه او
افزایش سقم یک بزرگتر بود. بود فاصله وجود دارد.
سکوت ، تنها توسط دوشیزه Betsey 'sگهگاه ejaculating شکسته
'ولز' تا او را با پاهای خود را بر سپر نشسته.


 
'Well, well!' said M...
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٠ 
David Copperfield: A drama, in two acts. Adapted from Dickens' popular work of the same name. By John Brougham'Well, well!' said Miss Betsey. 'Don't cry any more.' - 'And I am sure we never had a word of difference respecting it, except when Mr. Copperfield objected to my threes and fives being too much like each other, or to my putting curly tails to my sevens and nines,' resumed my mother in another burst, and breaking down again.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
'خوب ، خوب!' گفت : دوشیزه Betsey. 'آیا هیچ فریاد بیشتر ندارد.'

-- و من مطمئن هستم که ما یک کلمه از احترام به تفاوت آن را به حال هرگز ،
به جز زمانی که آقای کاپرفیلد اعتراض به threes من و fives بودن
بیش از حد شبیه به یکدیگر ، یا به من دادن دم فرفری به sevens من
و nines ، 'مادر من در پشت سر هم یکی دیگر از سر گرفته شد ، و تجزیه
دوباره.


 
My poor dear mother,...
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۸ 
David Copperfield (Tantor Unabridged Classics)My poor dear mother, I suppose, had some momentary intention of committing an assault and battery upon my aunt, who could easily have settled her with one hand, even if my mother had been in far better training for such an encounter than she was that evening. But it passed with the action of rising from her chair; and she sat down again very meekly, and fainted.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
فقیر عزیز مادر من ، فرض کنید ، قصد داشتند برخی از انی
ارتکاب حمله و ضرب و باتری بر عمه ام ، که به آسانی می تواند
او را از یک سو با حل و فصل ، حتی اگر مادر من در دور شده بود
آموزش بهتری برای چنین برخوردی از او آن شب بود.
اما آن را با عمل به افزایش از صندلی اش هم سرایت ؛ و او نشسته
پایین دوباره بسیار ملایم ، و fainted.


 
'Ha! Poor Baby!' mu...
ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۸ 
David Copperfield (Tantor Unabridged Classics)'Ha! Poor Baby!' mused Miss Betsey, with her frown still bent upon the fire. 'Do you know anything?'
 
'I was nursery-gover...
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٧ 
David Copperfield (Oxford World's Classics)'And a governess?' 'I was nursery-governess in a family where Mr. Copperfield came to visit. Mr. Copperfield was very kind to me, and took a great deal of notice of me, and paid me a good deal of attention, and at last proposed to me. And I accepted him. And so we were married,' said my mother simply.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
و حاکم؟ '

'من بود بچههای کمتر از پنج حاکم در یک خانواده که در آن آقای کاپرفیلد آمد
مراجعه کنید. آقای کاپرفیلد بسیار مهربان بود به من ، و در زمان معامله بزرگ
از اطلاع از وجود من ، و پرداخت به من برخورد خوبی از توجه ، و در آخرین
پیشنهاد به من. و من او را پذیرفت. و بنابراین ، ما آنجا خواهیم بود ازدواج کرده ، گفت :
مادرم به سادگی.